![]() |
![]() |
|
| همه چی |
|
سلام دوستان عزیز
دوستای گلم من یه وب دیگه ساختم اگه دوست داشتید می تونی به اون هم سر بزنید آدرسش :
http://www.soldaa.persianblog.ir
حتما سر بزنید منتظرتونم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 10:36 توسط زهرا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 20:18 توسط زهرا |
|
|
کاشکی مانیتورت بودم همیشه رخ به رخت بودم کاشکی که کیبورتت بودم همیشه زیر انگشتات بودم کاشکی که هدفونت بودم همیشه در گوشت بودم کاشکی موست بودم همیشه تو مشتت بودم کاشکی پسووردت بودم همیشه تو فکرت بودم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:7 توسط زهرا |
|
|
کاش می شد زمان را بخش کرد
حرف های نا گفته را پخش کرد درد های نهفته را دفن کرد و عروج رهایی دل در لحظه های بی کسی را محو کرد تا چشم بیاموزد که هر کس ارزش دیدن ندارد و هر آوایی به بهای شنیدن قیمتی نیست و هر محبتی در دل سهم بطالت در لحظه های جوانی گزافی بیش نیست پس بیایید به نگاه چشم ها و آوای گوش ها و عشق نهفته در دل ها آنقدر ارزش نگذاریم که ارزش وجودی خود را بی ارزش کنیم .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 11:49 توسط زهرا |
|
|
میدوزم
شادی را به غم زیاد را به کم درخت را به ریشه گاهی را به همیشه ستاره را به آسمان زمین را به کهکشان کهنه را به نو و . . . خودم را به تو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 10:11 توسط زهرا |
|
|
میگن یه ماه تو آسمونه ...........
یه فرشته تو زمینه ...........
خسته نمیشی دو شیفته کار می کنی ؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 15:4 توسط زهرا |
|
|
چهار نفر بودند که اسمشان اين ها بود : همه کس ،يک کسي ،هر کسي ، هيچ
کس کار مهمي در پيش داشتند و همه مطمئن بودند که يک کسي اين کار را به انجام مي رساند . هر کسي مي توانست اين کار را بکند ، اما هيچ کس اين کار را نکرد . يک کسي عصباني شد ، چرا که اين کار ، کار همه کس بود ، اما هيچ کس متوجه نبود که همه کس اين کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان اين طوري تمام شد که هر کسي يک کسي را سرزنش کرد که چرا هيچ کس کاري را نکرد که همه کس مي توانست انجام بدهد . |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 16:46 توسط زهرا |
|
|
خوشبختی مثل یک پروانه است اگه به دنبالش بری پرواز می کنه ولی اگه بایستی میاد و روی سرت می شینه
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386ساعت 16:21 توسط زهرا |
|
|
خانم اولی : شنیدی نازی ۳ کیلو لاغر شده
خانم دومی : تعجبی نداره ... چون دماغش رو عمل کرده . |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت 18:16 توسط زهرا |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 18:24 توسط زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
|
RSS
|