![]() |
![]() |
|
| همه چی |
سلام دوستای عزیزم امیدوارم حالتون خوب باشه ببخشید که تو ای مدت بهتون سر نمیزدم از همه دوستانی که تو این مدت وبلاگمو تنها نذاشتن ممنونم
بریم سر آپ اصلی فردا ۳۰ آبان تولدمه ... همتون دعوتید براتون کیک هم آوردم فقط کادو یادتون نره هااااااااا
بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن يکي به نيت تو يکي از طرف من الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد اينا يه يادگاري توي خاطره هاته ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد تولدت عزيزم پراز ستاره بارون پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون الهي که هميشه واسه تبريک امروز بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون اینم از کیک تولد
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 12:14 توسط زهرا |
|
|
سلام دوستای گلم حالتون خوبه ؟؟ فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو بهتون تبریک میگم امیدوارم بتونید جلوی شکمتون رو بگیرید حالا بریم سر آپ اصلی ...
در ميان همه گل گشتم و عاشق نشدم در عجب بودم كه تورا ديدم و ديوانه شدم تا كجا بايد سفر كرد تا به كي بايد دويد از كجا بايد گذر كرد تا به شهر تو رسيد گفتي كه طبيب دل هر بيماري پس طبيب دل من باش كه بيمار توءم گر همسفر عشق شدي مردسفر باش هم منتظر حادثه هم فكر خطر باش
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 14:0 توسط زهرا |
|
|
.¸,.- سلام دوستای خوشگلم منو ببخشید برای همین نتونستم بیام و بهتون سر بزنم شما هم منو فراموش نکنین .¸,.-
~*´¨¯¨`*•~-. ¸,.-~*´¨¯¨` *•~-.¸,.-~* ¯´شوخی
بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند، گنجشکها جدی جدی می میرند آدمها شوخی شوخی زخم زبون می زنند ، قلبها جدی جدی می شکنند تو شوخی شوخی می خندی ، من جدی جدی عاشقت می شم نمی خوای شوخی شوخی به اینکه جدی جدی دوست دارم فکر کنی .¸,.-
.¸,.- |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم تیر 1388ساعت 17:44 توسط زهرا |
|
|
.¸,.- توی یک دیوار سنگی دو تا پنجره اسیرن دو تا خسته دو تا تنها یکیشون تو یکیشون من .¸,.- دیوار از سنگ سیاهه سنگ سرد و سخت خارا زده قفل بی صدائی به لبای بسته ی ما .¸,.- نمی تونیم که بجنبیم زیر سنگینی دیوار همه ی عشق من و تو قصه هست قصه ی دیدار .¸,.- همیشه فاصله بوده بین دستای من و تو با همین تلخی گذشته شب و روزای من و تو .¸,.- راه دوری بین ما نیست اما باز اینم زیاده تنها پیوند من و تو دست مهربون باده .¸,.- ما باید اسیر بمونیم زنده هستیم تا اسیریم واسه ما رهائی مرگه تا رها بشیم می میریم .¸,.- کاشکی این دیوار خراب شه من وتو با هم بمیریم توی یک دنیای دیگه دستای همو بگیریم .¸,.- شاید اونجا توی دلها درد بیزاری نباشه میون پنجره ها شون دیگه دیواری نباشه .¸,.- |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 20:1 توسط زهرا |
|
|
اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکونه و میره . دومین کسی رو که میای دوست داشته باشی و از تجربه قبلی استفاده کنی دلتو بدتر می شکنه و میزاره میره ... بعدش دیگه هیچ چیز واست مهم نیست و از این به بعد میشی اون آدمی که هیچ وقت نبودی . دیگه دوست دارم واست رنگی نداره ... و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکونی که انتقام خودتو ازش بگیری و اون میره با یکی دیگه ...... اینطوریه که دل همه آدما میشکنه ********************************************* وقتی کسی رادوست داری، گفتن آسان تراست، شنیدن آسان تراست، بازی کردن آسان تراست، کارکردن آسان تراست. ووقتی که کسی تورا دوست دارد، خندیدن آسان تراست. واگر تنهای تنها باشی، به مرگ فکرکردن ازهمه چیزآسان تراست ********************************************* |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 12:15 توسط زهرا |
|
|
دل خون تر از ابر و طوفان غمگین تر از باد و باران مانده به راه برادر تنها ترین چشم گریان یادم نرفته نوایت دل از منو نیزه ها برد افتاد در پیش طفلت سنگی که کنج لبت خورد آه ای سفر کرده باز آ بازآ و بنگر دوباره این مرگ تدریجی من جان دادن بی شماره یادم نرفته که عباس در اضطرابم نیامد من ماندمو ناقه و درد آن هم رکابم نیامد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 16:9 توسط زهرا |
|
|
بخون به سلامتی هر چی عاشقه
به سلامتی سه کس تنها،غریب،بی کس به سلامتی گاو چون نگفت من گفت ما به سلامتی کرم خاکی به خاطر خاکی بودنش به سلامتی خیار چون یار داره به سلامتی شلغم چون غم داره به سلامتی کلاغ هر چند که سیاهه اما یه رنگه به سلامتی دیوار که هر مرد و نامردی بهش تکیه میدن به سلامتی شمع که تا آخرش به پات می سوزه
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 18:4 توسط زهرا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 20:18 توسط زهرا |
|
|
کاشکی مانیتورت بودم همیشه رخ به رخت بودم کاشکی که کیبورتت بودم همیشه زیر انگشتات بودم کاشکی که هدفونت بودم همیشه در گوشت بودم کاشکی موست بودم همیشه تو مشتت بودم کاشکی پسووردت بودم همیشه تو فکرت بودم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:7 توسط زهرا |
|
|
کاش می شد زمان را بخش کرد
حرف های نا گفته را پخش کرد درد های نهفته را دفن کرد و عروج رهایی دل در لحظه های بی کسی را محو کرد تا چشم بیاموزد که هر کس ارزش دیدن ندارد و هر آوایی به بهای شنیدن قیمتی نیست و هر محبتی در دل سهم بطالت در لحظه های جوانی گزافی بیش نیست پس بیایید به نگاه چشم ها و آوای گوش ها و عشق نهفته در دل ها آنقدر ارزش نگذاریم که ارزش وجودی خود را بی ارزش کنیم .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 11:49 توسط زهرا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 شهریور 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |